|
علمی آموزشی آرایشی
|
به نام خداوند جان و خرد
شادمان باش که امروز بهار بار دگر ز سفر آمده است
دامنش پر زگل رنگین است تنش از بوی گل صحرایی
خوش و عطر اگین است
شادمان باش که یک بار دگر از سفرهای دراز و دلگیر
باز برگشته بهار
نرگسان زیبا، میگشایند همه دیده ز خواب
باز نیلوفر آبی با ناز مینشیند به دل روشن آب
باز برگشت بهار
و تو را می خواند
به دل روشن خویش
تا که در چشمه شادابی او
همچنان موج شناور باشی
و دل از غم شویی
تا که در شادی بی پایانش
همچو یک قهقهه شاد طنین اندازی
آمد از راه، دگرباره بهار
و پرستو را گفت
که تو را پیک بهاران باشد
و برای تو بهار
مستی تازه برای پرواز
ز سفر آمده است
تا دگر بار در این پاک افق
شادمانه چو به پرواز آیی
و به هر صبح که نور خورشید
دیده ات را به زلالی روشن
باز میگرداند
اسمان روشن و سرشار از لطف
چو به پرواز تو را میخواند

پیشاپیش سال1387 خورشیدی را به تمام دوستان و مبارزان عزیز تبریک میگویم و
امیدوارم که روز آزادی ایران را در این سال با شکوه در کنار هم جشن
بگیریم


نزدیک تحویل سال نو ، در خانه هر کسی سفره عید چیده می شد . روی این سفره ، یک جلد قرآن ، لاله های بلور آویزدار یا شمعدان پایه بلور با شمع های روشن ، آینه بزرگ ، تنگی بلور پر از آب و دارای یک ماهی کوچک قرمز ، یک قرص نان ، نقل و نبات ، شیرینی خانگی و شربت ، آجیل و هفت سین که عبارت بودند از :
سبزی ، سکه ، سمنو، سنجد ، سرکه ، سماق ، سیب ( در صورت فراهم نشدن هر یک ) سیر ، سپستان و سپند می چیدند.
ابوریحان بیرونی ، در آثار الباقیه آورده که هفت سین ، عبارت از هفت قسم سبزه بوده که سر هفت استوانه در کنار خانه ، به نوروز سبز می کردند .
در آغاز سال نو ، همه افراد خانواده باید هر کاری به دست داشتند آن را ترک می کردند و لباس نو می پوشیدند و دور سفره هفت سین می نشستند و قبلاً به وسیله سرپرست خانواده تذکر داده می شد که هنگام سال نو را به شادمانی و خوشحالی و خوشوقتی بگذرانند .
موقع سال تحویل ، که در شهرها با شلیک توپ و در روستاها با نواختن طبل اعلام می شد ، یک نفر که سواد داشت در بین خانواده دعای تحویل سال نو را می خواند
در جــوامع مشهـــور به اســلامی، میتــوان «سه وضعیــت» را در رابطـه با «عقــاید و فــرهنگ» مورد توجه قــرار داد: یکی وضعیـت «شـرک آمیز و خـرافه پرستانه - تقلید از سنن غیـر معقـول آبـاء و اجدادی- سنـت زدگـی»، دومی وضعیـت «ابتـذال و هـرزگی - بی انضباطی و بی عقیده ای - غرب زدگی»، و سومی وضعیت «توحید و اسلامیت - اسلام اجتهادی». در مورد وضعیت اول باید گفت: این وضعیت عام و فراگیر است و در تمام کشورها و جوامع اسلامی رایج و شایع است و فرهنگ حاکم بحساب می آید.

سفره نوروزی از جلوه های اصلی سیمای نوروز در جمع خانواده های ایرانی است.در قدیم بر حاشیه سفره های قلمكار ایرانی با قلم های خوانا و زیبا این شعر را می نوشتند:
ادیم زمین سفره عام اوست
بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست
بخش عمده ای از جهان بینی ایرانی در این شعر نهفته است كه تمام جهان را سفره ای از نعمت های خدایی می داند كه برای دوست و دشمن گسترده شده است.
در این سفره (هفت سین) كه آن را روی فرش می گسترند، هفت سینی می گذارند. هفت، عدد نامیرایی و جاودانگی و كمال است و چیزهایی كه در سفره نوروز می گذارند در مناطق مختلف گوناگونی بسیار دارد. بسیاری نیز با آنچه در دیگر سفره ها می گذارند، مشترك است. شماری از اینها چنین است:
از سین ها: سیب، سركه، سماق، سنجد، سبزی، سبزه، سمنو، سپند، سنبل، سوهان، سنگك، سیاه دانه و سكه.
از شین ها: شهد، شكر، شمع، شمشاد، شانه، شیرینی، شربت.
از میم ها:میوه، ماهی، مرغ، ماست، مربا، مسقطی، میگو.
از خشكبار: سنجد، كشمش، انجیر، توت، برگ هلو، برگ زردآلو.
از آجیل ها: نخودچی، گندم و شاهدانه، بادام، گردو، تخمه كدو، تخمه آفتابگردان، تخمه هندوانه و تخمه خربزه.
از شیرینی ها: نقل، باقلوا، حلوا، عسل، شكر، نان برنجی، نان بادامی، نان نخودچی، پشمك، قطاب، زنجبیل، حاج بادام، لوز، كلوچه.
از میوه ها: خرما، نارنج و هر میوه ای كه فراهم باشد.
از دیگر خوردنی ها: نان، شیر، پنیر، تخم مرغ.
از موارد مقدس و متبرك: قرآن مجید، عكس حضرت علی(ع)، آینه، آب، گلاب، شمع.
آنچه در سفره می گذارند نمادی و آرمانی است:
|
مراسم چهارشنبه سوري | |
|
بوته افروزي
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند. زردي من از تو ، سرخي تو از من غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من" هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
| |