تبليغاتX
تنها کسم R
علمی آموزشی آرایشی
سلام دوستان گرامی ویاران مهربان این اخرین شعری است که در این سال برایتان میگذارم چون مدتی نیستم اگر خدا یار باشد تا سال جدید همیه شما عزیزان را به خدا میسپارم و برای تک تکتان ارزوی بهروزی و پیروز دارم پیشا پیش سال جدید را به همیه وبلاگ نویسان عزیز شاد باش میگویم و بهاری زیبا و سالی پر بار از مهر و عطوفت برای تک تکتان ارزو مندم

چی بگم به کی بگم ای اسمون

که چرا دل شده یک کاسه ی خون

تو شبا شاهد تبهای منی

شاهد گریه شبهای منی

چی بگم دل داره ویرونه میشه

از جدایش داره دیونه میشه

اونکه خورشید توی چشماش خونه داشت

اونگه  هیچ وقت منو تنها نمیزاشت

اونکه با اون دل پر مهرو صفا

مهربون بود با دلم مثل خدا

اونکه تو اون روزهای پر غم و سرد

از محبت منو دیونه میکرد

یه روزی فکر سفر زد به سرش

دل من راضی نبود با سفرش

وقت رفتن منو دلداری میداد

اون میگفت می ره خیلی زود میاد

اون می گفت مثل سعات بی خبر

بر می گردم پیشت از راه سفر

دو باره خنده به لبهات میارم

گل مهتاب و به شبهات میارم

با تو تا اخر دنیا می مونم

واست از عشق ومحبت می خونم

رفت و عمرم همه شد حسرت و درد

ذره ذره تو دلم غم خونه کرد

نه خبر داد و نه پیغامی برام

نه یه خط نامه نوشت که کی میام

چرا باید دیگه یادم نکنه

با یه نامه منو شادم نکنه

دل میگه رفته و هر گز نمیاد

مارو مثل اون قدیما نمی خواد

اونکه عشقش به دلم شادی می داد

حا لا حرفاش دیگه یادش نمیاد

حا لا دل دریای درده  میدونی

اخه اون بر نمیگرده می دونی

اگر براتون کامنت نذاشتم منو ببخشید فرصت نبود

با ذکر منبع مجاز میباشد کپی برداری

در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد

شعر از مینو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 13:33  توسط مینو  | 

روز عشق و یا روز سپندمذگان بر ایرانی وایرانیان شاد باد برای همه شما دوستان و یاران ارزوی صداقت و درستی و پاکی در عشق را دارم باشد این روز را گرامی بدارم و بر ان ارج نهیم

سپندار مذگان روز عشق ایرانی
تاسف بار است که فکر کنیم مرغ همسایه غاز است


کی میگه این مطلبی که می خوام بگم ربطی به یاد گیری زبان ندارد؟ برای یادگیری هر زبانی اول باید با آداب و فرهنگ آن زبان آشنا شد و این خیلی تاسف بار است که با آداب و فرهنگ بیگانه بیش تر از فرهنگ خود آشنا باشیم. تاسف بار است که فکر کنیم مرغ همسایه غاز است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 15:0  توسط مینو  | 

دستی هست که قفس نباشد

دیدم دستان زیاد فقس قفس

راهی هست بنبست نباشد

راه رفتم وراه دیدم و سراب بود

اخر هر راه بن بست بسیار بود

کسی هست انسان نباشد

ان ادم امد ان ادم انسان نما امد

امد تا ببندد به زنجیرم

گفت من به دام تو اسیرم

ترا میخواهم چو جان شیرینم

به پای عشق تو من گیرم

صورت زیبات مرا  در بند کرده

 کلام قشنگت میکند اقسون

به زببایی رویت حیرونم

اره این منم دیونم

چه فریبکار بود و دغل در گفتار

ندیدم انسان درست

این منم که ملولم

انسانم ارزوست به دوران

گر باشد اندکی به نام

نشود با یک گل گلستان

گر ببینم انسان

با دیدن او این منم

 

 

 

 

 

 

 

که حیرونم

وا مانده در پس این میدونم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 18:18  توسط مینو  | 

دم آن سنگ بزرگ

لب آن کوچه باریک و بلند

زیر آن نرده چوبین کبود

منتظر خواهم ماند

اگر از ابر زمستان بچکد اژدربرف

یابریزد بر سرم هره دیوار نمور

منتظر خواهم ماند

یا که هر لحظه عمرم بشود

برگ زردی و رود در ته پائیز زمان

منتظر خواهم ماند

واگرای همه ی هستی من

تو نیایی و رسد مرگ ز راه

فرصتی گیرم و چون روز نخست

منتظر خواهم ماند

شعر از مینو حداد

کپی برداری با ذکر منبع مجاز میباشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 20:11  توسط مینو  | 

سوالی بود که یکی از وبلاگ نویسان عزیز کرده بود

این هم وبلاگ این دوست گرامی است http://sarzamineroshan.blogfa.com/

ومن جوابش را چون طولانی بود در همین جا نوشتم

واقعیت این است که همه ما در هر لحظه‌ زندگی‌مان قضاوت می‌کنیم. قسمتی از هویت ما، شناخت ما از محیط و از خودمان است. چیزهایی که از خانواده یا از محیط آموخته ایم سرمایه‌های ما هستند. دنیای اطراف ما هم پر است از عقیده‌ها و چیزهای متنوع و مختلفی که تقریباً برای هر کسی با هر ایده‌ای جایی هست. درست یا غلط، این ما هستیم که خودمان را با ارزش‌ها و آدم‌های اطرافمان مقایسه می‌کنیم. دوستان و روابط خود را بر اساس همین باورها (چه ارزش یا ضد ارزش) می‌سنجیم و دنیای خود را اینگونه می‌سازیم. قدرت "تصمیم‌گیری" و "انتخاب" چیزی ست که گرچه در حیوانات دیگر هم وجود دارد اما در انسان در بالاترین درجه خود شناخته شده است. چیزی ست که از قدرت تفکر و تخیل می‌آید. وقتی که چیزی را انتخاب می‌کنیم اعتماد به نفس بیشتری بدست می‌آوریم تا زمانی‌که مجبور به پذیرش راهی بشویم. از طرف دیگر با "انتخاب" حس مسولیت ما در برابر انتخابمان هم بالا می‌رود. شاید یک علت آن به نگاه مثبت اجتماع به افراد موفق یا برنده باشد. انتخاب یک راه، تلاش برای آن و پیروزی یک الگوی پذیرفته و باارزش اجتماعی ست. ما انتخاب‌گر هستیم.

اگر معنای "قضاوت نکردن" از دست دادن قدرت تصمیم‌گیری در موقعیت‌های مختلف باشد، با آن موافق نیستم. اما اگر بیندیشیم که انسان در حال رشدی هستیم که با مطالعه و یا تجربه، پایه‌های شناخت مان از محیط و خودمان تغییر و تکامل می‌یابند، آنگاه به استانداردهای‌مان با دیده انعطاف نگاه می‌کنیم. در نتیجه می‌پذیریم که تصمیماتمان در موقعیت‌های مختلف نسبت به استانداردهای شخصی خودمان گرفته شده اند. حتی اگر به گمان خود قانون یا دستورات "مطلقی" را هم رعایت کنیم، باز این ما هستیم که این دستورات را پذیرفته‌ایم. انتخاب یک راه به معنی "بد بودن" راه دیگر نیست. به معنی اشتباه بودن دیگران و درست بودن خودمان هم نیست. حالا اگر معنی "قضاوت نکردن" اجتناب از برچسب "خوب" یا "بد" زدن به راه‌هایی که انتخاب می‌کنیم باشد، آن وقت این تعریف برای من خوشایندتر است. آن چیزی که به "قضاوت نکردن" در مورد مردم ترجمه شده است در زبان خودمان "پیش داوری نکردن" است. اگر رفتاری از نگاه من مورد پسند نباشد، آن رفتار "بد" نیست (قضاوت نکردن) بلکه با قسمتی از من متفاوت است و همخوانی ندارد (تصمیم گرفتن).

کوته فکری ست اگر منتظر باشیم که برچسب های مختلفی که در دست داریم را هر چه زودتر به مردم بزنیم. بهتر است به دیگران و خودمان فرصت بدهیم که یکدیگر را در موقعیت‌های مختلف بهتر بشناسیم و درک‌ خود را از دنیای اطراف‌مان بیشتر کنیم. آنگاه اگر چیزهایی از رفتار دیگران مورد پسند ما نبود، می‌توانیم حرفها و احساساتمان را صادقانه بگوییم. اینگونه به دیگران حق داده‌ایم که آنها هم ما را بشناسند و به خود نیز اجازه داده‌ایم که با درک بیشتر دیگران، تغییر کنیم. هر کسی این حق را دارد که در مورد میزان ارتباط خود با دیگران و با اجزای مختلف محیط اطرافش تصمیم بگیرد. حکم مطلق و همیشگی دادن انسان را از امکان پیشرفت و تکامل باز می‌دارد اما این حق هر فردی ست که در زمان و مکانی که هست قضاوت کند و تصمیم بگیرد. این به افزایش مسولیت پذیری، ریسک پذیری و اعتماد به نفس‌مان کمک می‌کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 20:10  توسط مینو  | 

 
 راهکار مفید زیر به شما یارى مى‏دهند تا آرامش بیابید و بدانید که نگرانى و فشار روانى، چه اثرى بر جسم، روح و زندگى‏تان مى‏گذارد:

 



1- غذاى سالم مصرف کنید.

چنانچه مقدار نیروى (انرژى) بدنتان که با مصرف غذا تأمین مى‏گردد زیاد باشد، به ندرت دچار حالت عصبى مى‏شوید. بکوشید تا حدّ امکان، از مواد غذایى سبوس‏دار، ترکیبات کربوهیدرات، میوه، اقسام سبزى‏ها و حبوبات استفاده نمایید؛ چرا که مصرف غذاهایى از این قبیل، سبب ثابت ماندن اندازه ی قند خون مى‏شود و خستگى را از تن مى‏زداید.
در ضمن، به قدر کافى صبحانه بخورید، کم‏تر نمک مصرف کنید و در طى روز، از خوردن قند، کافئین، چربى و خوراک‏هاى سرخ شده دورى گزینید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 20:9  توسط مینو  | 

مهارت‌های کنترل عصبانیت را بیاموزید تا استرس را در خود کاهش دهید. یکی از بزرگترین موانع در راه تحقق موفقیت شخصی و شغلی عصبانیت می‌باشد.
وقتی نمی‌توانیم عصبانیت خود را کنترل نمائیم از چند جهت دچار آسیب می‌گردیم:
▪ عصبانیت توانائی ما را برای خوشحالی از بین می‌برد، زیرا عصبانیت و خوشحالی در تضاد با یکدیگر هستند.
▪ عصبانیت موجب خارج شدن روابط خانوادگی و دیگر روابط از مسیر صحیح‌شان می‌گردد.
▪ عصبانیت موجب کاهش مهارت‌های اجتماعی، سازش و مصالحه شده و دیگر روابط را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 22:54  توسط مینو  |